عبد الحسين نوايى
225
نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )
اسماعيل در ميان اهل ايران شيوع يافته نكول و تبرى و در فروعات مقلد امام به حق ناطق جعفر صادق عليه السلام باشند و حقيقت خلفاى راشدين را كه مذهب آباى همايون و اروغ ميمون ما بوده بالجنان و اللسان اذعان و قبول كرده از رفض و تبرى تبر و به ولاى ايشان تولا نمايند . براى تأكيد اين معنى از علماى اخبار و فضلاى ديندار كه ملتزمان ركاب ظفر شعار و پرتو اندوز حضور مهر آثار بودند تحقيق و استفسار فرموديم . همگى به عرض اقدس رسانيدند كه بعد از بعثت حضرت سيد المرسلين صلى الله عليه و آله و اصحابه اجمعين ، هر يك از صحابهء راشدين در ترويج دين مبين بذل نفوس و اموال و هجرت از اهل و عيال و اعمام و اخوان كرده و لوم و لئام و تغيير خاص و عام را بر خود قرار داده و به اين جهت به شرف صحبت خاص جناب رسالت مآب اختصاص يافته پيرايهپوش تشريف نزول آيهء وافى هدايهء وَ السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهاجِرِينَ وَ الْأَنْصارِ وَ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسانٍ « 1 » گرديدند و بعد از رحلت حضرت سيد المرسلين بناى خلافت به اجماع صحابهء كبار كه اهل حل و عقد كار است بودند بر خليفهء اول ثانى اثنين اذهما فى الغار صدرنشين « 2 » مسند خلافت احمد مختار ابى بكر صديق و بعد از او به نص و نصب اصحاب بر فاروق اعظم ، مزين المنبر و المحراب ، عمر بن الخطاب و بعد از آن به جناب ذى النورين عثمان بن عفان و بعد ازو به حضرت اسد الله الغالب ، غالب كل غالب ، مظهر العجائب و الغرائب ، على بن ابى طالب ( ع ) قرار يافت و هر يك از خلفاى اربعه ، در مدت خلافت خود ، با هم سالك طريق وفاق و معرى از شوائب خلاف و نفاق بوده ، رسم اخوت و ائتلاف مرعى و ملحوظ و حوزهء دين مبين را از تطرق شرك و كين مصون و محفوظ مىداشتهاند . و بعد از خلافت خلفاى اربعه رضى الله عنهم باز اهل اسلام در اصول عقايد متفق بودهاند . اگر چه به مرور دهور و تصاريف اعوام و شهور ، به اعتبار اختلاف علماى اسلام ، در بعضى از فروعات از قبيل اداى صوم و صلاة و حج و غيره اختلاف راه يافت ، ليكن در اصول مذهب و محبت و اخلاص به
--> ( 1 ) - سورة التوبة 100 ( 2 ) - 40 ايذا